ترجمه: زهرا امیری
گزارش جدید در مورد پالیسی [اقتصادی] که توسط بنیاد کافمن (Kauffman) نشر شده، نیازمندی فزاینده [اقتصاد] به نقش زنان در کسب و کار بازار و فعالیت های
اقتصادی ، و مشکلات منحصر به فردِ فراروی زنان کارآفرین را، برجسته می سازد.
توری بورچ (Tory Burch)، الیزابت هولمز (Elizabeth Holmes)، اوپیرا وینفری (Oprah Winfrey). امروزه، این ها از جمله معروف ترین زنان
کارآفرین هستند، اما در واقع این زنان فراتر از نورم قرار دارند، بر اساس گزارش که
توسط بنیاد کافمن (Kauffman
Foundation) نشر شده نشان می دهد، که
زنان هنوز در حاشیه هستند، میزان تمایل
زنان برای شروع کسب و کار در حدود نصف میزان مردان است، به خصوص در جریان سنین بین
35 تا 44 سال که متوسط سنی برای آغاز کسب و کار است.
دلایل این عدم تعادل متعدد هستند. زنان کارآفرین در مقایسه با همکاران کار
افرین مرد خود، با موانع جدی زیادی مواجه می شوند. اما با این وجد آنها توانایی
های بی مانندی هم در کافرینی از خود نشان میدهند، نظیر شیوه نسبتاً پچییده در ریسک
پذیری، تلخیص سازی و اینکه که آنها کمتر دچار غرور کاذب می شوند، و کارمندان خود
را در معرض خطرهای بی مورد قرار نمی دهند. موسسه تحقیقاتی کافمن بیان می کند که اگر اقتصاد انتظار ایجاد شغل و
رشد اقتصادی دارد، باید چرخه های اقتصادی را سریع کند، بدین منظور، زنان بیشتری را
باید تشویق به شروع کسب و کار کنند.
جیسین
وینز (Jason Wiens) مدیر پالیسی در بنیاد کافمن می
گوید " در جریان چند دهه اخیر، زنان زیادی وارد بازار نیروی کار شده اند و
تاثیر خیلی مثبتی روی رشد اقتصاد داشته
اند ولی متاسفانه تعداد معدودی وارد دنیای
کارآفرینی شده اند، و این نشانه غفلت از یک نیروی بالقوه و مهم است. "
اینها
موانع عمده ای اند که کارآفرینان زن با آن روبرو می شوند:
1.
نداشتن مشاور: کارآفرینی یک مهارت مبتنی برتجربه است، به این
دلیل داشتن مشاور و راهنما بسیار کلیدی است. وینز می گوید وقتی که نوبت مستفیدشدن
از مشاور یا رهنما به زنان کارآفرین می رسد، تعداد محدودی باقی میماند. اوهم چنان اضافه می کند که شاید این شبیه معمای " تخم پیش به دنیا آمده یا مرغ" باشد، همینطور
تعداد محدودی زنان کارآفرین باقی مانند که می شود که می شود با بهره گرفتن از
تجارب و مشاورت آنها تجارت را شروع کرد.
2. منابع مالی محدود: وقتی صحبت از منابع مالی میکنیم، زنان با
سرمایه متوسطِ نصف مردان شروع به سرمایه گذاری می کنند، و تنها 30 فیصد شانس دارند تا منابع مانند سرمایه فرشته و
سرمایه خطرپذیر را جذب کنند.
3.
تبعیضهای ذهنیتی : زنان کارآفرین با موانع نامرئی، و آنهم فقط بخاطر
جنسیت شان روبرو هستند. یک تحقیق جدید توسط یو.سی. سانتا باربارا ( UC Santa Barbara) انجام شده، از اشتراک کنندگان
خواسته شده تا طرحهای مدون تجاری تقریباً مشابهی از کارآفرینانی که جنسیت شان
برای آنها معلوم شده، را ارزیابی کنند. حمایت
از طرحهای کارآفرینان زنان به اندازه حمایت از طرحهای مشابهی که توسط کارآفرینان
مرد تهیه شده ، قوی نبوده اند، مگر اینکه طرح زنان روی کرد غیر معمولی به
نوآوری داشته است.
برای اصلاح این وضعیت؛ بنیاد کافمن استدلال می کند که زنانِ بیشتری
باید وارد کار مشاورت و راهنمای کارآفرینی شوند و موسسات که از کارآفرینان زن
حمایت میکنند، باید زنان بیشتری را زنان پیشرو بیشتری را شامل این فرآیند کنند. برنامه
های محلی، و ایالتی و و ملی برای حمایت از زنان کارآفرین و تشویق زنان به فعالیت
های اقتصادی افزایش یابد . و مقامات دولتی هم باید در باره موفقیت های زنان
کارآفرین بیشتر صحبت کنند و ضرورت نیازمندی به زنان تجارت پیشه را برجسته سازند.
واینز میگوید تنها با این روش "آنها می توانند رویکرد تعصبی پنهان که زنان
مواجه هستند، را تغییر دهند."

